جستجو در وب‌سایت:


پیوندها:



 چاپ یازدهم کتاب
 "تاریخ سینمای ایران
"
 با ویراست جدید
 و افزوده‌های تازه منتشر شد

 در کتابفروشی‌های
 تهران و شهرستان

 ناشر: نشر نظر

 



 صد و پنج سال اعلان
 و پوستر فيلم در ايران



صد سال اعلان و پوستر فیلم
در ایران

و
بازتاب هایش

 


گفت‌وگو با رخشان بنی‌اعتماد
درباره‌ی قصه‌ها و...:

نمایش هیچ فیلمی خطر ندارد


 
گفت‌و‌گو با بهرام توکلی کارگردان
من دیگو مارادونا هست:

فضای نقدمان مانند فضای
فیلم‌سازی‌مان شوخی‌ست

گفت‌و‌گو با پیمان قاسم‌خانی،
فیلم‌نامه‌نویس سینمای کمدی:
الماس و کرباس

گفت‌و‌گو با اصغر فرهادی
رو خط «گذشته»:

سينما برايم پلكان نيست

گزارش شصتمین دوره‌ی
جشنواره‌ی جهانی سن سباستین:
شصت‌سال كه چيزی نيست...

متن كامل گفت‌و‌گو
با ماهنامه‌ی «مهرنامه»،

به مناسبت
سی‌سالگی ماهنامه فیلم
:
ريشه‌ها

گفت‌و‌گوی ابراهيم حقيقی
با آيدين آغداشلو
درباره‌ی كتاب «صد سال اعلان
و پوستر فيلم در ايران»

گفت‌و‌گو با اصغر فرهادی
نويسنده
و كارگردان
جدایی نادر از سيمين
حقيقت تلخ، مصلحت شيرین
و رستگاری دريغ شده

قسمت اول | قسمت دوم  
قسمت سوم

بررسی كتاب
«پشت دیوار رؤیا»

بيداری رؤياها

كيومرث پوراحمد:
عبور از ديوار رؤياها،
همراه جادوگر قصه‌ها


تكنولوژی ديجيتال
و رفقای ساختار شكن‌اش
سينماي مستند ايران:
پيش‌درآمد


اسناد بی‌بديل
سينمای مستند ايران:
قسمت اول (۱۲۷۹ - ۱۳۲۰)


خانه سیاه است
سینمای مستند ایران:
قسمت دوم (۱۳۵۷ - ۱۳۲۰)


درباره‌ی آیدین آغداشلو:
پل‌ساز دوران ما


سایت ماهنامه فیلم، ملاحظات
و دغدغه‌های دنيای مجازی


گزارش پنجاه‌و‌ششمين دوره‌ي
جشنواره‌ي سن سباستين
(اسپانيا، ۲۰۰۸)
... به‌خاطر گدار عزيز

گفت‌و‌گو با آيدين آغداشلو
درباره‌ی مفهوم و مصداق‌های
سينمای ملی

جای خالی خاطره‌ی بلافاصله

گفت‌و‌گو با مانی حقيقی
به‌مناسبت نمايش كنعان

پرسه در كوچه‌های كنعان

گفت‌و‌گو با محمدعلی طالبی
از شهر موش‌ها تا دیوار

شور و حال گمشده

سين مجله‌ی فيلم،
سينمايی است، نه سياسی


گفت‌و‌گو با رضا میرکریمی
به‌مناسبت نمایش به‌همین سادگی

خيلی ساده، خيلی دشوار

گفت‌و‌گو با بهرام توکلی
به‌مناسبت
 نمایش
پا برهنه در بهشت

پا برهنه در برزخ
 

گمشدگان

گزارش چهل‌ودومین دوره‌ی
جشنواره‌ی کارلووی واری
(جمهوري چك، ۲۰۰۷)

پرسه در قصه‌ها

پرویز فنی‌زاده،
آقای حكمتی و رگبار

نمايشی از اراده‌ی سيزيف

گزارش چهل‌وهفتمین دوره‌ی
جشنواره‌ی تسالونیكی
(یونان) - ۲۰۰۶

پشت ديوار رؤيا

گفت‌وگو با رخشان بنی‌اعتماد 
درباره‌ی
خون بازی

مرثيه برای يك رؤيا

خون‌بازی: شهر گم‌شده

گفت‌وگو با رسول ملاقلی‌پور 
کارگردان
میم مثل مادر

ميم مثل ملاقلی‌پور

گفت‌وگو با ابراهیم حاتمی‌کیا 
درباره‌ی
به‌نام پدر
:

به‌نام آينده

برای ثبت در تاریخ سینمای ایران

یاد و دیدار

گفت‌و گو با جعفر پناهی
گزارش به تاريخ

گفت‌وگو با مرتضی ممیز
خوب شيرين

گزارش/ سفرنامه‌ی
پنجاه‌ و دومین دوره‌ی
جشنواره‌ی سن‌سباستین


گفت‌وگو با بهمن قبادی
 قسمت اول
/ قسمت دوم
 قسمت آخر

گفت‌وگو با عزیزالله حمیدنژاد
 قسمت اول
قسمت دوم
 قسمت سوم

گفت‌و گو با حسین علیزاده
 قسمت اول
قسمت دوم
 قسمت سوم

گفت‌وگو با گلاب آدینه
مهمان مامان را رايگان
بازی كردم


نقطه‌چین، مهران مدیری،
 طنز، تبلیغات و غیره


کدام سینمای کودکان و نوجوانان

جیم جارموش‌ وام‌دار شهید ثالث!

تاریخچه‌ی پیدایش
 کاریکاتور روزنامه‌ای


سینماهای تهران، چهل سال پیش

فیلم‌ شناسی کامل
 سهراب شهید ثالث


ارامنه و سینمای ایران

بی‌حضور صراحی و جام

گفت‌وگو با حمید نعمت‌الله:
مگر روزنه‌ی امیدی هست؟

«شاغلام» نجیب روزگار ما

اولین مجله سینمایی افغانستان

نگاهی به چند فیلم مطرح جهان

گزارش سی‌وهشتمین دوره‌ی
 جشنواره کارلووی واری


نگاهی به فیلم پنج عصر
ساخته‌ی سمیرا مخملباف

چیزهایی از «واقعیت» و «رویا»
برای بیست سالگی ماهنامه‌ی فیلم


بایگانی:
مهر ۱۳۹۵
شهريور ۱۳۹۵
شهريور ۱۳۹۴

۰۳ مهر ۱۳۹۵

شماره‌ی 514 ماهنامه فيلم، مهر 1395

روی جلد: شهاب حسینی در فروشنده (اصغر فرهادی)/ عكس از حبیب مجیدی

 

 

 

 

فهرست مطالب 


سینمای ایران
خشت و آینه:
پرونده‌ی‌ عبرت‌آموز پزشکی کیارستمی/ اینستاگرام نقاب از چهره‌ها برداشت/ درد دانایی/ جایی برای مردن پیدا کن!/ عجله هنوز هم کار شیطان است/ بی‌قراری‌های جوانی و روزگار ما/ کریمر علیه کریمر
رویدادها: فیلم‌های تازه: آباجان (هاتف علیمردانی)، لابی (محمد پرویزی)
مروری بر خبرهای شهریور: سوت آغاز، سوت پایان/ جشن‌های اصناف خانه‌ی‌ سینما: آخرین روزهای وابستگی
به یاد داود رشیدی: یکی از آن پنج ستاره‌ی‌ کهن/ گفت‌وگو با داود رشیدی: حرفه‌ای‌ها
شکستن مرزهای موهوم با دو ضربه: دو کار مهم داود رشیدی در تاریخ سینما و تئاتر
احوالپرسی: دیدار با نیما طباطبایی، محسن قاضی‌مرادی و مهوش وقاری
در تلویزیون: برسد به دست مسعود فراستی: خشت اول چون نهد معمار کج
پرونده‌ی‌ یك فیلم: فروشنده: ۹ نقد بر فیلم/ گفت‌وگو با اصغر فرهادی؛ درباره‌ی‌ فروشنده و فکرها و فیلم‌هایش: ...این دوزخ نهفته
گفت‌وگو با ترانه علیدوستی: ما به قصه‌ی‌ رعنا نمی‌رسیم
نقد فیلم: سه نقد بر من (سهیل بیرقی) / گفت‌وگو با لیلا حاتمی و سهیل بیرقی: ارتش یك‌نفره/ نقدی بر سایه (مسعود نوابی)/ نقدی بر آبنبات چوبی (محمدحسین فرحبخش) / نقدی بر 76 دقیقه و 15 ثانیه (سیف‌‌الله صمدیان)
معرفی و نقد کتاب: گفت‌وگو با بهزاد رحیمیان درباره‌ی‌ کتاب رؤیای صادقه/ نگاهی به دو کتاب زیر پوست قصهها: سینمای رخشان بنیاعتماد (سعید عقیقی) و سر کلاس با کیارستمی (پال کرونین)
گزارش اکران: آب گل‌آلود قیمت بلیت
چهارراه حوادث: جرم و مجازات

سینمای جهان
نمای دور:
ساخت سریال بر اساس نوشته‌ای از بروس‌لی: بازگشت مبارز افسانه‌ای با مبارز/ سرانجام اسکار افتخاری برای جکی چان: استخوان‌هایی که شکست و دررفت/ بازگشت پرقدرت وارن بیتی پس از هجده سال: بیتی در نقش هوارد هیوز/ سر ایان مک‌کلن: «شرمنده، ولی گندالف اهل آمدن به مجلس عروسی نیست!»/ جنیفر لارنس هم‌چنان پردرآمدترین بازیگر زن دنیاست: کم‌تر از پارسال ولی بیش از دیگران/ مستند سینمایی جدیدی درباره‌ی‌ نیک کیو: آفرینش، راهی برای رویارویی با فاجعه/ تقلایی دردناک برای یافتن معنا: حرف‌های اندرو دومینیک درباره‌ی‌ فیلم/ روزهای خوش گیبسن کارگردان و گیبسن بازیگر: بازگشت انتقام‌جویانه‌ی‌ سلحشور جاده/ دنباله‌ای موفق که باید شانزده سال پیش ساخته می‌شد: جادوگر بلر بی‌سروصدا برگشت/ دویین جانسن پردرآمدترین بازیگر جهان: بازگشت هریسن فورد و حضور چشم‌گیر هندی‌های
روی پرده: معرفی فیلم‌های تازه‌ی‌ سینمای جهان: سولی (کلینت ایستوود)/ پدر خونی (ژان فرانسوا ریشه)/ نفست درنیاد (فده آلوارز)/ آسمان به زمین آمده (دیوید مکنزی)/ کوبو و دو تار (تراویس نایت)
فیلمهای روز: نقدی بر زوتوپیا (بایرون هاوارد)/ نقدی بر هیولای پول (جودی فاستر)/ نقدی بر چشمی در آسمان (گاوین هود)/ نقدی بر ارتباط (جوزپه تورناتوره)/ به بهانه‌ی‌ مینی‌سریال جدید او.جی.: ساخت آمریکا: عصیان در برابر بیماری همگانی
نمای متوسط: کیت ریچارد: زیر نفوذ (مورگان نویل)/ آخرین پادشاه (نیلس گائوپ)/ دوئل (کیران دارسی)
گزارش هفتادوسومین جشنواره‌ی‌ ونیز: آن یکی شیر است اندر بادیه، این یکی شیر است که آدم می‌خورد
گزارش بیستوهفتمین جشنواره‌ی‌ فیلمهای تجربی، مستند و کوتاه مارسی: مثل یک رؤیای غریب
طراحی صحنه، فضا و سبک در مصایب ژاندارک

همکاران این شماره:
محسن آزرم، امیر پوریا، محسن جعفری‌راد، شهرام جعفری‌نژاد، مصطفی جلالی‌فخر، امیرعطا جولایی، محمد حقیقت، احسان خوش‌بخت، مهرزاد دانش، پوریا ذوالفقاری، مرضیه رسولی، محمد شکیبی، علی شیرازی، تهماسب صلح‌جو، جواد طوسی، عسل عباسیان، بهزاد عشقی، دامون قنبرزاده، عقیل قیومی، حمیدرضا مدقق، سوفیا مسافر، مازیار معاونی، محمد محمدیان، رسول نظرزاده، جهانبخش نورایی، اصغر یوسفی‌نژاد

 

چشم‌انداز ۵۱۴

به یاد داود رشیدی: یکی از آن پنج ستاره‌ی‌ کهن
علی شیرازی:
با درگذشت داود رشیدی در روز جمعه پنجم شهریور، نخستین نفر از پنج‌ضلعی بازیگران بزرگ تئاتر ایران که با ورودشان به سینما و تلویزیون، فصل تازه‌ای را در تاریخ بازیگری کشورمان رقم زدند، برای همیشه از میان ما کوچ کرد. عزت‌الله انتظامی، علی نصیریان، جمشید مشایخی و محمدعلی کشاورز (که عمرشان دراز باد) دیگر افراد این گروه بودند. این پنج نفر با حضورهای گاه و بی‌گاهِ مشترک‌شان...

گفتوگو با داود رشیدی: حرفهایها
حمیدرضا مدقق: حرفه
ای بودن در بازیگری به چه معناست؟
رشیدی:
حرفه‌ای بودن در هر شغل یعنی فرد زندگی‌اش را از آن راه ‌بگذراند، دستمزد بگیرد و آن شغل برایش به‌اصطلاح نان‌آور باشد. اما بازیگری با شغل‌های دیگر فرق دارد چون از همان ابتدا از حقوق ثابت خبری نیست و فقط متناسب با کار و شهرت، دستمزد دریافت می‌شود و این به‌ویژه برای جوانانی که در آغاز راهند سخت است. در این میان، تنها چیزی که باعث تحمل این سختی و سبب حرفه‌ای شدن می‌شود، عشق است. این عشق باید...

شکستن مرزهای موهوم با دو ضربه: دو کار مهم داود رشیدی در تاریخ سینما و تئاتر
پوریا ذوالفقاری
: ... دوران رشیدی نه‌تنها دوران سیطره‌ی‌ نگاه تحقیرآمیز سینما به تئاتر، که دوران گفتن حرف‌های مهم و چه‌بسا شعاری هم بود. رشیدی در این دوران در مقام استاد رشته‌ی‌ تئاتر دو کار مهم کرد که با هر یک مرزهایی را شکست و توهم‌هایی را پس زد. نخست اجرای نمایش‌نامه‌ی‌ در انتظار گودو بود. تصور کنید در شرایطی که یک طرف شهر نمایش‌نامه‌های برشت نه با تلاش برای اجرای درست تئاتر اپیک که با نگاه تماتیک و با هدف افشای پلشتی‌های امپریالیسم روی صحنه می‌رفت و...

احوالپرسی: نیما طباطبایی: امید به بهبود
عسل عباسیان:
˜ چندی پیش خبر بیماری کارگردان 38ساله‌ی‌ سینما را از خاله‌اش رؤیا تیموریان شنیدیم و در روزهای جدال پزشکان و سینماگران بر سر پرونده‌ی‌ پزشکی عباس کیارستمی، ماجرای درمان کارگردان من ناصر حجازی هستم نیز تحت‌الشعاع قرار گرفت. در شب هجدهم جشن سینمای ایران، وقتی مسعود رایگان از حضار خواست برای خواهرزاده‌ی‌ تیموریان که در بیمارستان بستری است دعا کنند، در سکوت جمعیت، لحظه‌های عجیبی رقم خورد...

در تلویزیون: برسد به دست مسعود فراستی: خشت اول چون نهد معمار کج
شهرام جعفری
نژاد: دو اصطلاح «سینمای عرفانی» و «سینمای جشنواره‌ای» دهه‌ی‌ شصت را هم - با میزان معتنابهی تحقیر - بارها از تو و بسیاری دیگر شنیده‌ام و هر چه فکر می‌کنم و برای اطمینان، منابع را جست‌وجو می‌کنم که از کدام مکتب و گونه‌ی‌ فراگیر صحبت می‌کنید، نمی‌یابم. اگر یادت باشد، تمام آن‌چیزی که در آن سال‌ها با عنوان سینمای عرفانی یا عرفان‌زده، من و تو و بسیاری دیگر در برابرش ایستادیم، محدود بود به چهار فیلم آنسوی مه، پرستار شب، نار و نی، نقش عشق و گیرم (اگر می‌توانی، مثال بیاور) حداکثر شش فیلم دیگر، سرجمع ده فیلم. آیا این ده فیلم در برابر حدود پانصد فیلم ایرانی دهه‌ی‌ شصت، ملاک مناسبی برای اطلاق سینمای عرفانی یا عرفان‌زده به آن دهه است؟...

مستند سینمایی جدیدی درباره‌ی‌ نیك كِیو: آفرینش، راهی برای رویارویی با فاجعه
شهزاد رحمتی:
یكی از فیلم‌هایی كه در جشنواره‌ی‌‌ اخیر ونیز نمایش موفقی داشت مستند بلندی بود با عنوان بار دیگر با احساس (اندرو دومینیك) درباره‌ی‌ نیك كِیو، خواننده و آهنگ‌ساز معروف، و فرآیند آفرینش آلبوم تازه‌اش پس از رویارویی با فاجعه‌‌ای بزرگ در زندگی شخصی‌اش. اما این مستند، هم‌چون اغلب مستندهای بزرگ تاریخ سینما، این دست‌مایه‌ی‌ بسیار شخصی را بدون هیچ تأكید آزاردهنده و مستقیمی، چنان تصویر كرده كه در نهایت به گستره‌ای بسیار وسیع‌تر از تجربه‌ی‌ بشری راه می‌دهد. در این‌جا، اثری تأثیرگذار درباره‌ی‌ اندوه و ماتم...

روزهای خوش گیبسن كارگردان و گیبسن بازیگر: بازگشت انتقامجویانه‌ی‌ سلحشور جاده
مل گیبسن از آن چهره‌هایی است كه اغلب واكنش‌ها و احساس‌ها در برابر او در یكی از دو قطب افراطی و كاملاً متضاد عاطفی قرار می‌گیرد: اغلب یا به‌‌شدت شیفته‌ی‌ او هستند یا بسیار بیزار! گیبسن در این دو دهه قطعاً عجیب‌ترین دوران زندگی حرفه‌ای و حتی شخصی‌اش را تجربه كرده: دورانی پرتناقض كه هم با بزرگ‌ترین موفقیت‌های حرفه‌ای او همراه بوده و هم بزرگ‌ترین ناكامی‌های حرفه‌ای - و البته شخصی - او را رقم زده است. حتی به عنوان یكی از كسانی كه بی‌تعارف در قطب شیفتگان او قرار دارد هم نمی‌توانم انكار كنم كه...

نقد - زوتوپیا (بایرون هاوارد، ریچ مور): مزرعه‌ی‌ حیوانات
شاهین شجری
کهن: زوتوپیا یکی از بامزه‌ترین و خوش‌ساخت‌ترین انیمیشن‌های سال است و این قابلیت را دارد که مخاطبانی از هر سن و سلیقه‌ای را راضی کند. فیلم ساختار روان و ریتم سریعی دارد و پر است از شخصیت‌های بانمک و حیوانات سخن‌گوی جذاب. مایه‌های کمیک با چنان طراوتی لابه‌لای موقعیت‌های دراماتیک پرتعداد فیلم گنجانده شده‌اند که تماشاگر ناخودآگاه این تمایل را در خود می‌یابد که به جای تعقیب داستان اصلی و رسیدن به فرجام جست‌وجوها...

چشمی در آسمان (گاوین هود): تلفات جنگ
مهرزاد دانش:
از برخی فیلم‌های تجاری یا حاشیه‌ای گاوین هود بگذریم، چشمی در آسمان سومین فیلم مهم این سینماگر اهل آفریقای جنوبی است. او در سال 2005 با تسوتسی، فیلمی درباره‌ی‌ رستگاری یک بزهکار به واسطه‌ی‌ تأثیر پذیرفتن از یک مادر و نوزادش كه اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان را گرفت، نام خود را در سینمای جهان مطرح کرد. دو سال بعد با انتقال که با رهیافتی متفاوت از فیلم نخست، که درون‌مایه‌ای جمع‌وجور از یک خلوت انسانی داشت، وارد حوزه‌ی‌ فیلم‌های سیاسی شد...

هیولای پول (جودی فاستر): خوراک برای غول 110 اینچی
دامون قنبرزاده
: فضایی که فاستر و فیلم‌نامه‌نویسان از استودیوی تلویزیونی محل پخش برنامه‌ی‌ زنده‌ی‌ «هیولای پول» تصویر می‌کنند فضایی‌ست مالیخولیایی و سردرگم. شروع فیلم با دیالوگ‌های سریعی که بین شخصیت‌ها ردوبدل می‌شود و قطع‌های فراوان و رفت‌وآمدهای زیاد شخصیت‌ها، استودیو را دیوانه‌خانه‌ای ترسناک جلوه می‌دهد که همه‌‌چیز در آن با شتابی کنترل‌نشده اتفاق می‌افتد و...

ارتباط (جوزپه تورناتوره): «آبیِ» نهچندان نوستالژیک
رسول نظرزاده
: در هیچ‌یک از آثار دیگر تورناتوره با موضوع «غیاب» و مرگ روبه‌رو نشده بودیم؛ دست‌کم با چنین عمق و شدتی. شخصیت مرد فیلم، اِد، خیلی زود از صحنه‌ی‌ زندگی حذف می‌شود و به صفحه‌های مجازی انتقال می‌یابد و در نهایت به مجموعه‌ای از پیام‌های صوتی‌/ تصویری (‌نشانه‌های تصویری‌) تبدیل می‌شود. انگار در ذهن دختر عاشق/ تماشاگر، در انتها چیزی جز همین تصویرها و صداها باقی نخواهد ماند. در واقع...

كیت ریچاردز: زیر نفوذ (مورگان نِویل): و آن انگشتها...
احسان خوش
بخت: مستند كیت ریچاردز: زیر نفوذ، تهیه‌شده توسط نتفلیكس، شاید از نظر سینمایی فیلم مهمی نباشد (كه نیست) اما همان طور كه اسمش نوید می‌دهد گیتاریست، خوانندۀ دوم، و هرازگاه نوازندۀ گیتار بیس گروه «رولینگ استونز» را سوژۀ فیلم قرار داده. در لكنتِ مطبوع‌ ریچاردز، بیننده، صدای شیوای دیوانگی برای راك‌اندرول را می‌شنود...

به بهانه‌ی‌ مینیسریال جدید او.جی.: ساخت آمریکا: عصیان در برابر بیماری همگانی
شهزاد رحمتی:
كم‌تر چیزی در یك فیلم یا سریال به قدر تلاش عامدانه برای «آموزنده» بودن آزاردهنده است! وقتی اثر یا در واقع صاحب اثری به طور صریح و مستقیم می‌كوشد در جایگاه والای آموزگار قرار بگیرد، خواه‌ناخواه دافعه‌برانگیز می‌شود؛ از جمله به دلیل خطور طبیعی و اجتناب‌ناپذیر این پرسش سمج به ذهن مخاطب كه «اصلاً تو خودت كی هستی كه می‌خواهی به من درس بدهی؟» و نیز این‌كه خب قاعدتاً ما به قصد درس گرفتن به تماشای فیلم و سریال نمی‌نشینیم. برای این كار، گزینه‌های بسیار مناسب‌تر و بهتری سراغ داریم...

آخرین پادشاه (نیلس گائوپ: بازی با تاجوتخت
شاهین شجری
کهن: فیلم‌ساز با تکیه بر مؤلفه‌های رئالیستی به سراغ تاریخ رفته و در طراحی لباس و اشیای صحنه تلاش شده واقعیت‌های تاریخی مورد توجه قرار بگیرد. آخرین پادشاه یک فیلم تاریخی سانتی‌مانتال با انبوهی سکانس خوش‌آب‌ورنگ دوئل و عملیات شهسواری و عشق‌های شوالیه‌های جذاب و خوش‌پوش نیست و...

دوئل (كیران دارسی): كاستیها و تناقضها
محسن جعفری
راد: برگ برنده‌ی‌ دارسی-اسمیت در روایت داستانی قابل‌پیش‌بینی و تابع کهن‌الگوی انتقام پسر از قاتل پدرش، استفاده از دوئل‌ها و رویارویی‌های دوگانه به شیوه‌ی‌ قرینه‌پردازی است. او در فیلم اولش (کاش اینجا بودی) هم به مضمون سفر و سرگردانی پرداخته بود اما با حال‌و‌هوایی شاد. در دوئل با حال‌و‌هوایی تلخ و با استفاده از تمهید دوگانه‌سازی...

گزارش هفتادوسومین جشنواره‌ی‌ ونیز:
آن یکی شیر است اندر بادیه، این یکی شیر است که آدم می
خورد
محمد حقیقت:
از دور امیر نادری، دونده‌ی‌ استقامت، وارد کادر شده و در تراس هتل اکسلسیور می‌ایستد. اشاره می‌کنم که بیایم یا می‌آیی؟ اشاره می‌کند که بیا. شاد و سرحال است از این‌که آخرین فیلمش کوه در جشنواره به نمایش درمی‌آید. چند تن از ‌علاقه‌مندان ایرانی آثارش، پیش او می‌آیند. بر خلاف سال‌های پیش که کم‌تر علاقه نشان می‌داد، این بار با خوش‌رویی با همه سلام‌وعلیک می‌کند. اما هم‌چنان علاقه به مصاحبه کردن با رسانه‌های فارسی ندارد! ضبط‌صوت را روشن کن: هنوز چند روزی به نمایش عمومی فیلمش مانده است. کات...گزارش بیست

‌گزارش بیست‌وهفتمین جشنواره‌ی‌ فیلمهای تجربی، مستند و کوتاه مارسی:
مثل یک رؤیای غریب
سوفیا مسافر
: اولین نکته‌ای که با مرور کاتالوگ و برنامه‌ی‌ جشنواره می‌توان دریافت گستردگی حیرت‌انگیز بخش‌ها، حجم بسیار بالای فیلم‌ها و تنوع خیره‌کننده‌ی‌ سوژه و فرم آن‌هاست. طی شش روز و هر روز از ساعت ده صبح تا ده شب فیلم می‌بینم و سرانجام حتی موفق به دیدن یک‌سوم از آن‌ها نمی‌شوم. بجز سی فیلم بخش مسابقه (بین‌المللی و فرانسه)، بیش از 170 فیلم هم در بخش‌های موازی (داستان‌های پرتره، جنبش‌ها، عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی، اعوجاج‌ها، راه‌ها، مرور بر آثار هونگ سانگ سو، نمایش‌های ویژه) گنجانده شده است...

طراحی صحنه، فضا و سبک در مصایب ژاندارک: رنجنامه‌ی‌ خاكستری،  بتن صورتی
احسان خوش
بخت: دكورهای مصایب ژاندارك، اگر یك معما یا یك شوخی هفت میلیون فرانكی‌ نباشند، یكی از اولین نمونه‌های تبلور عظمت‌گرایی وسواسی از نوع كوبریك در تاریخ سینمایند. دكورها، مكان برخورد بین چند عنصر متناقض‌اند كه می‌توانند از نوع رویكرد درایر به داستان و به سبك فیلم و حتی احتمالاً از نگاه او به خود شخصیت تاریخی ژاندارك برآمده باشند. با آن‌كه دكورهای ژاندارك در شهرت فیلم نقش داشتند...

پرونده‌ی‌ یك فیلم
فروشنده
:
زخم درد دارد، مرگ نه
... در این مجموعه سعی کردیم نقدها و نظرهای منتقدان را در کنار گفت‌وگوهایی مفصل با اصغر فرهادی و ترانه علیدوستی قرار دهیم و از لابه‌لای حرف‌ها و تحلیل‌ها به برداشت تازه‌ای از فیلم برسیم. شهاب حسینی در زمان آماده‌سازی این پرونده در ایران نبود و گفت‌وگو با او میسر نشد، گفت‌وگو با مدیر فیلم‌برداری و تعدادی دیگر از مطالب نیز به شماره‌ی‌ آینده موکول شد، چرا که قطعاً گفتن و نوشتن درباره‌ی‌ فیلم‌ساز و دنیایش ادامه خواهد داشت و فروشنده هم‌چنان محل بحث و گفت‌وگو خواهد بود. و برای رونق بخشیدن به فضای سینما و بالندگی سینمای ایران چه اتفاقی بهتر از این؟

لقمه‌ی‌ گلوگیر
جهانبخش نورایی
: مهم‌ترین عنصری که کارگردان برای بیان قرینه‌سازی‌ها، مشابهت‌ها و تضادها به کار می‌گیرد رنگ است. قهوه‌ای و سرخ، با درجات مختلف روشنی و تیرگی، دو نیروی غالب و مغلوبند که در اواخر فیلم در رنگ سیاهِ رنج و سوگ حل می‌شوند. کاپشن رانندۀ خطاکار قهوه‌ای زیتونی‌ست و این رنگ که در جهان فیلم همتای تعرض و تباهی‌ است، مدت‌ها پیش از پدیدار شدن راننده، در جابه‌جای فیلم مقابله با رنگ سرخ را که به زن و آزاردیدگی او نزدیک است آغاز کرده. رنگ قهوه‌ای روشن و تیره به پیراهن و شلوار، دامن، کلاه، کیف، پتو، کاشی، بالش، روتختی، در و دیوار و مبلمان سرایت کرده و...

عدالت و اخلاق
شهرام جعفری
نژاد: از دیدگاهی دیگر، فروشنده اصلاً درباره‌ی‌ تجاوز جنسی یا تعرض یا خشونت یا... نیست؛ درباره‌ی‌ اهمیت حریم خصوصی افراد است که متأسفانه در توسعه‌ی‌ نادرست - در وهله‌ی‌ اول به تبع مقتضیات محیطی، شهری و معماری جدید که همه‌ی‌ مرزها را مخدوش می‌کند و در مرحله‌ی‌ بعد به دلیل مؤلفه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی محصول روزگار نو - روز‌به‌روز بیش‌تر زیر پاگذاشته می‌شود و حتی وقتی زیر پا گذاشته نمی‌شود نیز...

پیدا و پنهان
مهرزاد دانش
: فروشنده روایت بصری عمودی دارد و آدم‌ها انگار در زاویه‌های شیب‌دار و مرتفع با هم در ارتباطند: یک جور زیبایی‌شناسی دیداری منطبق با مفهوم تماتیک اثر که پستی و بلندی و بالا رفتن و پایین آمدن را در جامعه‌ای متزلزل و متأثر از تخریب بافت‌های تثبیت‌شده‌ی‌ پیشین، عیان می‌کند. (فیلم پر از نماهای های‌انگل و لوانگل از بالا و پایین موقعیت‌های مرتفع است). از این دست فضاها در فیلم زیاد است؛ از پنجره‌ی‌ ترک‌خورده‌ای که دوربین ابتدای فیلم از داخل خانه به آن‌سوی بیرونش...

مشحسن را میبرند و من چشمهای خوابم را باز نمیکنم
امیر پوریا
: ساختار روایی فروشنده از این نظر که کوشیده عناصری Nondiegetic/ خارج از دنیای عینی را به Diegesis/ دنیای عینی پیوند بزند، در کارنامۀ فرهادی طراوت جذابی دارد. او همیشه به پرسه در همان فضای عینی اصرار داشت و از هر عنصر  Nondiegetic - از موسیقی متن گرفته تا نریشن یا هر ارجاع به تشبیه‌ها و تمثیل‌ها - پرهیز می‌کرد. اوج این اصرار او در جدایی... را در نوشته‌ای دربارۀ آن شرح داده‌ام و افتخار می‌کنم اگر از معدود مکتوبات...

هر اطمینانی در این شرایط مشکوک است
محسن آزرم:
ضربه‌های سختِ فروشنده البته از همان ابتدا شروع می‌شوند؛ با ضربه‌ای که عملیات تخریبِ ساختمانِ کناری به مجتمع مسکونیِ رعنا و عماد وارد می‌کند و سکونِ خانه‌ی‌ آن‌ها را به‌هم می‌زند. نفوذ به عمق زندگیِ زناشویی را پیش از این فرهادی با چهارشنبهسوری شروع کرده بود؛ پا گذاشتن در مجتمع آپارتمانی و نظاره‌ی‌ زندگی آدم‌هایی که همسایه‌اند اما دلِ خوشی از یکدیگر ندارند. این هم البته نتیجه‌ی‌ زندگی در کلان‌شهر است که...

تنهایی دونده‌ی‌ استقامت
شاهین  شجری
کهن: فرهادی در فروشنده دنبال ریشه نمی‌گردد، بلکه بسیار عامدانه سرشاخه‌ها را هدف می‌گیرد و آینه‌ای در برابر این باغ آفت‌زده می‌گذارد: فروشنده نه درباره‌ی‌ الی... است که درباره‌ی‌ گرایش‌ها و عادت‌های اخلاقی پنهان در ضمیر آدم‌ها هشدار دهد و نه جدایی نادر از سیمین است که چالش منفعت/ حقیقت راه بیندازد. این بار حاصل آن کج‌روی‌های اخلاقی و عادت‌های غلط فردی (که در طول نسل‌ها نادیده انگاشته و ماستمالی شده) در قالب کریه‌ترین آکنه‌ای که می‌تواند بر چهره‌ی‌ جامعه نقش ببندد به تصویر کشیده شده و...

آقا اجازه؟ چرا این ساختمان میلرزد؟...
پوریا ذوالفقاری
: مشکل نگارنده با سینمای فرهادی عقب افتادن دائم از فیلم است. یعنی فیلم‌های او را باید هر بار دوسه (یا مثل جدایی نادر از سیمین چهار) بار می‌دیدم که بفهمم چی به چی است. اشتباه نشود، هدف از تماشای چندباره لذت بردن بیش‌تر نبود، درک فیلم بود. این بی‌تردید نقطه‌ضعف فرهادی به حساب نمی‌آید. مشکل کندریتمی مخاطب است. برای کسی با این خصلت، ریتم تند و سکانس‌های چندلایه‌ همان قدر که در تماشای چندباره جذاب‌اند، به دلیل آگاه کردنش از انبوهی نکته‌ی‌ ازدست‌رفته در مواجهه‌های قبلی، غم‌انگیز هم هست. اما...

بحران هویت و قربانیانش
جواد طوسی
: مهم‌ترین ویژگی اصغر فرهادی که عامل تشخص آثارش شده این است که او اساساً با قصه‌گویی به سراغ یک قشر یا طبقه می‌رود و واقع‌گرایی‌اش را در این قالب بنا می‌کند. در واقع قصه و روایت با همه‌ی‌ جزییاتش (منتها نه به شکل خیلی پررنگ و منطبق با اصول کلاسیک) دغدغه‌ی‌ اصلی فرهادی است. در این میان فروشنده نسبت به دیگر آثار او وابستگی بیش‌تری به فیلم‌نامه دارد. با آن‌که در کلیت فیلم‌نامه با حفره‌ها و کمبود اطلاعات و نقش «تصادف» در وقوع برخی رخدادها سروکار داریم که...

خانهامابریست
هوشنگ گلمكانی: فروشنده
ماقبل یك شاهكار سینمایی است. می‌شود آن را «خیلی خوب» یا در نهایت سخت‌گیری «خوب» توصیف كرد، اگر غرضی غیرسینمایی، مأموریتی، یا سوءتفاهم و كج‌فهمی ناخودآگاهی وجود نداشته باشد. فیلمی‌ست كمی پایین‌تر از شاهكارهای كارنامه‌ی‌ اصغر فرهادی، اما هم‌چنان در سطح بالاترین استانداردهای سینمای ایران و جهان در فیلم‌نامه‌نویسی، كارگردانی، بازیگری و سایر اجزای فیلم. می‌شود آرزو كرد یا حسرت خورد كه فلان جزییاتش كمی پرورده‌تر یا به سلیقه و نگاه «ما» نزدیك‌تر باشد، اما...

گفتوگو با اصغر فرهادی؛ درباره‌ی‌ «فروشنده»و فکرها و فیلمهایش: ...این دوزخ نهفته
مسعود مهرابی
: ... ساختمان ابتدای فیلم که رو به ویرانیست در واقع نمادی از همین تغییر است یا استعارهای از فروپاشی محتومی در راه؟
فرهادی:
این نماد نیست. پیش از هر چیز بخشی از قصه است که موتور قصه‌ی‌ ما را راه می‌اندازد و با این اتفاق این خانه را ترک می‌کنیم و به خانه‌ی‌ بعدی می‌رویم. ولی نشانه‌ای است که می‌شود در موردش بحث کرد. بهتر است نگوییم نماد. فیلم‌ساز یا نویسنده این بخش را به‌ عنوان نمادی برای انتقال پیغامی مخفی در فیلم قرار نداده. اما در کلیت فیلم می‌توانیم فکر کنیم ترک‌هایی که روی دیوارها وجود دارد فقط ترک‌هایی در دیوارهای یک خانه نیست؛ در رابطه‌ها هم به وجود می‌آید. یک پیش‌گویی از اتفاق‌هایی‌ست که بعدتر بین آدم‌ها رخ می‌دهد. در فیلم‌های من از چهارشنبهسوری به بعد، محیط خانه برگردانی از بی‌قراری و حالاتی است که درون آدم‌ها وجود دارد. حتی در گذشته هم که خارج از ایران اتفاق می‌افتاد چنین چیزی را می‌دیدیم؛ مثل عوض کردن رنگ دیوارهای خانه...

گفت
وگو با ترانه علیدوستی: ما به قصه‌ی‌ رعنا نمیرسیم
مرضیه رسولی
: چهقدر به رعنا احساس نزدیکی میکنی؟ چهقدر خود توست؟
علیدوستی:
زندگی رعنا خیلی از شکل زندگی من دور نیست. هم‌سن‌وسال من است، مثل من بازیگر است، سبک زندگی و دغدغه‌هایش شبیه است، خانه‌ای دارد که می‌تواند خانه من باشد. در این فیلم درگیر تفاوت در نقش نبودم و فکر می‌کنم شهاب هم نبود. آدم‌هایی شبیه خودمان بودند البته در وضعیتی که خب تخیلش برای ما خیلی سخت بود...

من (
سهیل بیرقی): من، تو، او، ما، شما، ایشان
هوشنگ گلمكانی
: من از همان آغاز تا پایانش عادت‌های تماشاگر را كه حاصل سال‌ها برخورد با روایت‌های آشناست به بازی می‌گیرد. فیلم‌ساز پیشنهادی به تماشاگرش می‌دهد كه البته نمی‌شود انتظار داشت به عنوان یك روش و فرم و لحن متداول در روایت بتوان در فیلم‌های زیادی آن را به كار برد، اما فایده‌اش این است كه تماشاگر با حال‌وهوایی تازه مواجه می‌شود كه آن را تجربه نكرده و كلیشه‌های ذهنی او در برخورد با اثری نمایشی را به چالش می‌كشد...

سفر از هیچ به هیچ
بهزاد عشقی
: لیلا حاتمی از نخستین فیلم خود لیلا اغلب نقش زن‌های آسیب‌پذیری را بازمی‌آفرید که حق انتخاب نداشتند و زیر سیطره‌ی‌ سنت‌های استبدادی و مردسالارانه دچار بحران می‌شدند. لیلا حتی در جدایی... (اصغر فرهادی) نیز چندان متفاوت از چهره‌ی‌ معمول خود نبود. در فیلم‌هایی نیز که به‌ظاهر مستقل بود و حق انتخاب داشت، از جمله در در دنیای تو ساعت چند است؟ باز هم همان لیلای آشنا بود. زنی که بیش‌تر زن است و با وجود آزاداندیشی و گرایش‌های مدرن، هم‌چنان لطافت زنانه‌اش را حفظ کرده است و...

فضاهای خالی
سوفیا مسافر
: هر یک از اپیزودها و داستانک‌های فیلم قرار است به کار باز شدن جنبه‌ای از شخصیت آذر بیایند و با زیر ذره‌بین گذاشتن واکنش‌هایش وجه دیگری از مختصات شخصیت او را رو کنند، و از سوی دیگر حرف‌هایی درباره‌ی‌ آشکار و نهانِ جامعه بزنند؛ بعضی در این هدف بیش‌تر موفق می‌شوند و بعضی کم‌تر. بهترین نمونه از این لحاظ، قسمت‌های مربوط به رابطه‌ی‌ آذر با آریا - جوان خواننده - است، بخشی از فیلم که...

گفتوگو با سهیل بیرقی و لیلا حاتمی، کارگردان و بازیگر «من»: ارتش یكنفره
شاهین شجری
کهن - پوریا ذوالفقاری: شکلگیری شخصیت در مرحله‌ی‌ تألیف چهقدرش از خودتان میآمد و چهقدرش حاصل گپوگفت بود؟
بیرقی:
من تصویری اولیه از زنی داشتم که آن را نوشتم و از همان اول هم این تصویر متکی به ذهنیتی بود که نسبت به خانم حاتمی داشتم. اما ایشان در جریان ماجرا نبودند. برای خود من باید ملموس می‌شد. شخصیت بسیار پتانسیل غیرواقعی بودن داشت و این با در نظر گرفتن بازیگری که قرار بود بازی‌اش کند برایم ملموس می‌شد. یعنی با این ذهنیت آن را نوشتم و کس دیگری هم به ذهنم نمی‌آمد. لحظه‌ای که اسم نقش را پیدا کردم تصویر خانم حاتمی در ذهنم نقش بست...
چه مؤلفههایی برای نقش قرار دارید؟ مثل ژستی خاص یا فرم خاصی از میمیک چهره یا مدل خاص راه رفتن؟
حاتمی:
طراحی بیش‌تر این نکته‌ها از سمت سهیل آمد و من هم موافق بودم. به نظرم خیلی به‌اندازه بود و در نتیجه به نگاه او اعتماد داشتم. درباره‌ی‌ موهای این شخصیت برای‌مان مهم بود که از لای موهایش هوا رد شود و به‌اصطلاح موی سبکی باشد. نکته‌هایی از این دست زیاد داشتیم. مثلاً می‌گفتیم این شخصیت صبح‌ها آرایش می‌کند، ولی نه به این معنی که خودش را برای کسی بیاراید، او یک زن آراسته است. بیش‌تر به این معنی که...

سایه (مسعود نوابی): سایه به سایه
مازیار معاونی:
در سینما اصل غافل‌گیری به عنوان یکی از اصول مهم در جذب مخاطب شناخته و پذیرفته شده، ولی مهم‌تر و اساسی‌تر از خود غافل‌گیری، چگونگی انجام آن است که اگر درست و حساب‌شده نباشد ممكن است در جهت مخالف هدف و انگیزه‌ی‌ اولیه عمل کند. مصداقش همین غافل‌گیری نابه‌جا و بی‌اثر در فیلم سایه است. مسعود نوابی به عنوان یك كارگردان تلویزیونی و فیلم‌ساز سینمای بدنه، در شصت‌واندی‌سالگی ناگهان به سوی سینمایی متفاوت گام برداشته است. البته راه پیشرفت و تجربه‌ی‌ فضاهای تازه بر کسی بسته نیست، ولی...

آب‌نبات چوبی (محمدحسین فرحبخش): زندگی خصوصی باغ لواسان
محمد محمدیان:
وقتی سینما را ابتدا در سرگرم كردن معنا می‌كند و به آن اعتقاد بسیاری هم دارد و درباره‌ی‌ دنیای سینمایی‌اش به گونه‌ای می‌گوید كه گویی بجز این‌ هم وجود ندارد، می‌توان جهان‌بینی سینمایی‌اش را نپسندید، می‌توان قبول نكرد وقتی می‌گوید اكثر فیلم‌هایی كه تهیه كرده فیلم‌های موفقی بوده‌اند، اما نمی‌توان او را نادیده گرفت. ویژگی فرح‌بخش رك بودن و صراحت كلامش است كه می‌تواند در این دوران تازه‌ی‌ كارش آن را هم با دقت و ظرافت بیش‌تری صرف كند...

76 دقیقه و 15 ثانیه (سیفالله صمدیان): تا واپسین آه!
عقیل قیومی
: فیلم بُرش‌هایی‌ست متفاوت از نحوه‌ی‌ خلق آثار ناب هنری و شیوه‌ی‌ زیستن به سبک کیارستمی. صمدیان فقط به سراغ كیارستمی فیلم‌ساز نرفته و تلاش و وسواس محترم و مثال‌زدنیِ مردی را نشان می‌دهد که قدر جاده‌های برفی بیرون شهر را می‌داند و با آداب به سگی تنها در برف می‌نگرد و با لحنی ملتمسانه از مردی که در جاده‌ای برفی می‌رانَد، می‌خواهد جوری رانندگی کند تا دو خط زیبای نقش‌بسته روی آسفالت...

گفتوگو با بهزاد رحیمیان درباره‌ی‌ كتاب «رؤیای صادقه»: به من كه خیلی خوش گذشت
هوشنگ گلمکانی:
کتابهای تاریخ سینمای ایران کم نیست، اماخیلی از چیزهایی که در کتاب تو آمده تازگی دارد و اصولاً قالب و ساختار کتاب با نمونههای دیگر تاریخنگاری سینمای ایران تفاوت دارد. چه شد که چنین قالبی را انتخاب کردی؟
رحیمیان
: هدف اولیه‌ی من دیدن، خواندن و فهمیدن گذشته‌ی سینما در ایران بود؛ کوششی شخصی برای بازیافت، گردآوری، تدوین و عرضه‌ی بامعنای مستندات سال‌های آغاز سینما در ایران. قالب کتاب در جریان کار شکل گرفت تا مخاطب تا حد ممکن در جریان مسیری که مؤلف طی کرده قرار بگیرد و بعد اگر علاقه‌مند بود و ضرورتش را تشخیص داد، خودش همان مسیر را ادامه بدهد...

چهارراه حوادث: جرم و مجازات
هوشنگ گلمکانی:
گفته بودند مسعود ده‌نمكی در جایی گفته بازیگرانی را كه در پارتی‌های شبانه و مجالس باغ‌های كرج و لواسان و مناطق باغ‌خیز و خوش‌آب‌وهوای دیگر دستگیر می‌شوند، به جای مجازات وادارشان كنند كه در فیلم‌های سینمایی نهادها بازی كنند. این حرف - که به نظر می‌رسد همین جوری فی‌البداهه از دهان گوینده پریده و احتمالاً در آن لحظه به معنا و تفسیرش فكر نمی‌كرده - كلی مایه‌ی‌ حرف و حدیث و مضمون‌ها و كاریكاتورهای بامزه شد. حالا خوب شد به ذهنش نرسید بگوید سایر دستگیرشدگان را هم وادار كنند که...

2 لینک این مطلب

۲۰ شهريور ۱۳۹۵

شماره‌ی 513 ماهنامه فيلم، 20 شهریور 1395



 

 

 

 

فهرست مطالب 

 

شماره‌ی روز ملی سینمای ایران: ویژه‌ی عباس کیارستمی

مقدمه: یک راهحل برای چند مسأله
چون آب به جویبار و چون باد به دشت:
واقع‌گرایی آگاهانه در فیلم‌های کیارستمی
آخرین فیلم ناتمام کیارستمی: به روایت مارین کارمیتز
من اهل تعزیه نیستم: یادداشتی از ابراهیم گلستان
مردی ایستاده در آستانه: گفت‌وگوی یوسف اسحاق‌پور با کیارستمی درباره‌ی عکس‌هایش
کلاژ چهلتکه: یادداشتی از نورالدین زرین‌کلک
یک لانگشات و یک «کلوزآپ»: نگاهی باز به نسبت کیارستمی با سینمای مستند
مردی که 76 سال جهان را از دریچه‌ی چشم کودکی 7 6 ساله دید
تصادفی در کار نبود
مرثیه
ای برای یک سنگینوزن: خاطراتی از عباس کیارستمی
طعم گس گیلاس: حقایقی درباره‌ی نخل طلای «طعم گیلاس» به روایت حقیقت
فیلم ساختن نوعی همدردی است: گفت‌وگوی نشریه‌ی انگلیسی «فایرفلایز» با عباس کیارستمی
سکوت و دیگر هیچ
نظاره‌ی جهان از دوربین دیگر:
ایده‌هایی در باب زاویه‌ی دید در سینمای کیارستمی
تصویر و تصوری از کیارستمی
اگر دوربین را به عقب برگردانی
مرا در فیلم بعدی ملاقات کن...:
نگاهی به کوره‌راه‌های کیارستمی
بدیهای کیارستمی
...و آن وهم سبزرنگ
گزارشی درباره‌ی «گزارش»:
یادداشتی از بهمن فرمان‌آرا
چهل سال دیگر منتظر میمانم: گفت‌وگوی عباس کیارستمی و ایزابل اوپر
مثل آب برای شکلات: موسیقی در سینمای کیارستمی
از چشم دانشگاه: مروری بر مقاله‌ها و پایان‌نامه‌های دانشگاهی ایران با موضوع سینمای کیارستمی
چرا کیارستمی را دوست داریم: ده یادداشت اختصاصی درباره‌ی عباس کیارستمی و فیلم‌هایش
تفرد و تکرار، توجه و تکثیر: پرسه‌ای در جهان آثار عباس کیارستمی
محبوب مثل مسیح، مطرود همچون یهودا: کیارستمی و سیاست: نگاهی به «قضیه شکل اول، شکل دوم»
آنچه اصل است از دیده پنهان است: نگاهی به کیارستمی و دست‌سازهایش
روایت ناتمام: کیارستمی، فروغ فرخزاد و سینمای تعاملی
اول دنبال بازیگر میگردم: گفت‌وگویی در آلمان
با همه‌ی آداب و ادب: شرح و پیوستی بر هنر كیارستمی
تجربهای که متفاوت ماند: «تجربه»: عشق نوجوانی
تغزل تشبیه: «مثل یک عاشق»: عشق پیری
فیلم دیدن با نگاه صوتی: گفت‌وگو با محمدرضا دلپاک، طراح صدا و صداگذار چند فیلم عباس کیارستمی
پاتوق مدرن: آموزه‌های کیارستمی به روایت شاگردانش
زبان مشترک: شاگردان خارجی کیارستمی درباره‌اش چه نوشتند؟
من خودآموزِ بدآموز هستم: گزارش کارگاه آموزشی عباس کیارستمی در تبریز
در خیالی و ندانمت کجایی
به دنبال «نوعی نگاه»
کتاب
شناسی عباس کیارستمی در ایران
درخت خواهر آدمیزاد است:
کیارستمی و عکاسی
دور خلاقانه: پست‌مدرنیسم و «باد ما را خواهد برد»
بدایع و بدعتهای عباس کیارستمی: آن‌چه از او آموختیم و... از یاد بردیم
با باد بعدی نوبت کدام برگ است؟: شعرها و زندگی عباس کیارستمی
چهار ستون سینمای او: کیارستمی رفت و زندگی ادامه دارد
روز تشییع: یادواره‌ای از بزرگمهر رفیعا
پرندهای پر زد: موج طراحی گرافیک پس از درگذشت کیارستمی

دبیر این شماره: محسن آزرم
همکاران: نگار اسکندرفر، علی‌اکبر افتخار، نگین امین‌زاده، عباس بهارلو، محمودرضا بهمن‌پور، حمیدرضا بیدقی، نوید پورمحمدرضا، امیر پوریا، محمد جعفری، امیرعطا جولایی، لاله حائری، محمد حقیقت، محمود حسینی‌زاد، میلاد دارایی، شادمهر راستین، دری رضایی، بزرگمهر رفیعا،  نورالدین زرین‌کلک، ارسلان زمانی، عطیه سالارمنش، امیرحسین سیادت، محمدرضا شیخی، رامین صادق‌خانجانی، سیف‌الله صمدیان، احمد طالبی‌نژاد، احمد طاهری، عسل عباسیان، حسین عیدی‌زاده، بهمن فرمان‌آرا، سمیه قاضی‌زاده، مرتضی کاخی، نیکی کریمی، پیروز کلانتری، پروانه کنده‌کار، گلاره کیازند، توفان گرکانی، ابراهیم گلستان، قصیده گلمکانی، حمیدرضا مدقق، وحید مرتضوی، احمد میراحسان، رضا میرکریمی، یحیی نطنزی، یاشار نورایی، پرویز نوری، اصغر یوسفی‌نژاد
عكس روی جلد از سیف الله صمدیان

 

چشم‌انداز ۵۱۳

یک راهحل برای چند مسأله
محسن آزرم:
...«ویژه‌نامه‌ی روز ملی سینما» در ستایش همین هنر است؛ هنر عباس کیارستمی که در همه‌ی این سال‌ها با فیلم‌ها، عکس‌ها، کتاب‌ها و کارگاه‌های فیلم‌سازی‌اش چیزی به دنیا به اضافه می‌کرد. اجرای ایده‌ی این شماره‌ی ویژه دست‌کم دو ماه پیش از آن روز تلخ آغاز شد و از همان روز قرار بود «ویژه‌نامه‌ی روز ملی سینما» ویژه‌ی مهم‌ترین فیلم‌ساز ایران باشد و دل‌مان به بودنِ کیارستمی خوش بود. اما از آن‌جا که هیچ‌چیز آن طور که دوست می‌داریم و خیال می‌کنیم پیش نمی‌رود، خبری که هیچ انتظارش را نمی‌کشیدیم رسید... آن‌چه می‌خوانید سیری در کارنامه‌ی عباس کیارستمی است؛ به احترام او که عمری هنر و انسان را رعایت کرد؛ فیلم‌سازی كه نه این یك شماره، حتی چند شماره‌ی ویژه هم در توصیف دنیایش كم است.

واقعگرایی آگاهانه در فیلمهای کیارستمی
عباس بهارلو:
کیارستمی در سال‌ 1339 در كنكور رشته‌ی نقاشی‌ دانشكده‌ی‌ هنرهای‌ زیبای‌ دانشگاه ‌تهران پذیرفته‌ شد. چند سال‌ بعد هم‌دوره‌هایش‌ فارغ‌التحصیل‌ شدند و او كه‌ سر در كارهای‌ دیگری‌ داشت‌ هم‌چنان به‌ دانشكده‌ آمدوشد می‌كرد و تحصیلاتش‌ سیزده‌ سال‌ به‌ درازا كشید: «این‌همه‌ طول‌ كشید چون‌ بیرون‌ كار می‌كردم‌، توی‌ كار تبلیغاتی‌ بودم‌ و توی‌ پلیس‌راه‌.» از سال‌ 1340 به ‌‌عنوان‌ نقاش‌ تبلیغاتی‌ در «آتلیه‌ی‌ 7» و یكی‌دو مؤسسه‌ی‌ دیگر به‌ كار طراحی‌ جلد كتاب‌ و آفیش‌ می‌پردازد و...

آخرین فیلم ناتمام کیارستمی به روایت مارین کارمیتز
محمد حقیقت:
...«آیا تصویرهایی از این فیلم ناتمام داری؟»
کارمیتز: «بله، مقدار کمی دارم اما از عباس خواستم یک خلاصه‌داستان طولانی بنویسد تا به دنبال سرمایه برای ساختن فیلم برویم. بدون سناریو یا یک خلاصه‌داستان دقیق و طولانی نمی‌توان سرمایه جذب كرد. سرانجام او برایم متنی فرستاد اما نمی‌شد از آن استفاده کرد. چندتا ایمیل بود! داستان را تعریف می‌کرد اما کافی نبود. هیچ‌کس حاضر نیست...

من اهل تعزیه نیستم
ابراهیم گلستان
: در پاسخ مراجعه‌تان لطفاً توجه بفرمایید دل‌بستگی من به کار کیارستمی از وقتی بود که سینمابنویس‌های دیار شما یا از او نمی‌گفتند یا به او بد می‌گفتند. اگر دنیای آدم‌ها عوض شده - که من چنین گمان نمی‌کنم و آن‌ها همان‌اند که بودند - نه خودشان و نه دنیای ذهنی ناجورشان به من ربطی ندارد. عین همین وضع هم در مورد میرزابنویس‌های ادبیاتی هست و وضع من با آن‌ها هم همان است و بوده است. همان، که...

گفتوگوی یوسف اسحاقپور با عباس کیارستمی درباره‌ی عکسهایش
یوسف اسحاق
پور: من تا حالا افتخار ملاقات با شما را نداشته‌ام، البته تا حدود پنج دقیقه‌ی قبل و مقابل ورودی همین سینما. و همیشه هم برای این کارم انگیز‌ه‌ای کاملاً مشخص داشته‌ام، چون به طور کلی هیچ‌وقت دنبال آشنایی با کسانی نبوده‌ام که در مواجهه با آثار تأثیرگذارشان، ضرورت دیده‌ام که حتماً از طریق نوشتن، پاسخی به آن‌ها بدهم...
عباس کیارستمی: من هم همیشه گفته‌ام وقتی اثر کسی را می‌خوانم که هیچ‌وقت تا حالا او را ندیده‌ام، با علاقه و لذت بیش‌تری آن را می‌خوانم تا وقتی که از نزدیک نویسنده را بشناسم...

کلاژ چهلتکه
نورالدین زرین
کلک: چیزی که در همه‌ی کارهای عباس کیارستمی مشترک و هم‌ریشه است نگاه ساده و بسیار ریزبین او به پیرامونش و گزینش‌های ناب از بین آن‌هاست که چه در عکس‌ها و چه در هایکوها و چه در فیلم‌هایش به آن رسیده بود. و می‌دانیم که آخرین مرحله‌ی تکامل در هنر سادگی مطلق است...

نگاهی باز به نسبت کیارستمی با سینمای مستند
پیروز کلانتری:
کلوزآپ... گریزپاترین فیلم در تعریف فیلم مستند یا داستانی است. ظاهر فیلم ساده است: کیارستمی پس از باخبر شدن از ماجرا و در دوره‌ی زندانی بودن سبزیان و پیش از دادگاه او وارد ماجرا شده است. صحنه‌ی دادگاه را گرفته و باقی ماجرا و روابط پیش از دستگیری او، بعد از آزادی سبزیان با حضور او و دیگران بازسازی شده است. اما پیچیدگی فیلم در عدم تشخیص خودانگیختگی یا نقش‌آفرینی در حضور و حرف‌های سبزیان و...

خاطراتی از عباس کیارستمی
احمد طالبی‌نژاد
: درباره‌ی عباس کیارستمی چه می‌توان نوشت که تازه باشد؟ پس از درگذشت شوک‌آور او، صدها مقاله، سخنرانی و مصاحبه درباره‌ی ویژگی‌های هنری و اخلاقی او انجام شد و البته هم‌چنان حرف‌های ناگفته بسیاری هم مانده است. معمولاً هنگامی که بزرگی از دنیا می‌رود، همگان حتی مخالفانش هم در مدح و ثنایش می‌گویند و می‌نویسند. من اما اعتراف می‌کنم که...

حقایقی درباره‌ی نخل طلای «طعم گیلاس» به روایت حقیقت
هوشنگ گلمکانی:
... در تماس‌های بعدی با محمد حقیقت، باز هم موضوع اصلی حرف‌های‌مان كیارستمی بود و روزی هم یادداشتی از او را برایم ایمیل كرد مربوط به بهار سال 76 و رفتن طعم گیلاس به كن، كه گویای نكته‌هایی تاریخی بود. به حقیقت گفتم خب این نامه را همین‌جوری كه نمی‌شود چاپ كرد، مطلبی، یادداشتی در توضیح آن بنویس. گفت: «آن را به قصد چاپ برایت نفرستادم، فقط فرستادم ببینی، محض اطلاع، یا مثل یك یادگاری، یادی از یك دوست بزرگ، همین.» گفتم: «اما این یادداشت مهمی است و...

سکوت و دیگر هیچ
پرویز نوری:
چه‌گونه می‌توان باور کرد که او دیگر در بین ما نیست؟ یک فیلم‌ساز یگانه، یک انسان فرهیخته، و یک رفیق ابدی... عباس كیارستمی را وقتی در کانون پرورش فکری کودکان به کار نقاشی و گرافیک مشغول بود، شناختم. آن روزها کسی او را نمی‌شناخت اما آن‌ها که در کانون همراهش بودند - و خود ما، احمدرضا [احمدی] و پرویز جان [دوایی] - می‌دانستند و باور داشتند که...

ایدههایی در باب «زاویه‌ی دید» در سینمای کیارستمی
وحید مرتضوی
: نگاهی توریستی، از بالا و گاه حتی تحقیرآمیز به دیگران و سوژه‌های انسانی روبه‌روی دوربین». این اتهامی بود که به گونه‌های مختلف و در شکل‌ها و زبان‌های گوناگون علیه (مشخصاً) فیلم‌های دوره‌ی میانی سینمای کیارستمی تکرار می‌شد. به موازات آن، خوانش دیگری نیز در میان بود که این فیلم‌ها را حاصل نگاه یک اُمانیست ساده‌انگار و ستایشگر بی‌خیال زندگی - بی‌توجه به واقعیت پیچیده‌ی آن - تلقی می‌کرد. این دو تفسیر و تعبیر متفاوت گاه حتی...

تصویر و تصوری از کیارستمی
مرتضی کاخی:
شعر كیارستمی مثل سینمای او حتی از آغاز كار سینمایی‌اش تا همین اواخر محصولی دیداری است كه به جای سینمایی، به نوشتاری تبدیل شده است. به عنوان مثال سعدی می‌گوید: «سگی را لقمه‌ای هرگز فراموش/ نگردد در زمین صد نوبتش سنگ.» نخستین فیلم كیارستمی (نان و كوچه) از همین دست است. این را بسیاری از مردم تجربه و...

اگر دوربین را به عقب برگردانی
نیکی کریمی
: ادم هست حوالی سال 76، وقتی با عباس کیارستمی می‌رفتیم برای باد ما را خواهد برد لوکیشن ببینیم، زمستان بود و من پشت فرمان ماشین، همین‌طور در اطراف كامیاران، كرمانشاه و شهرهای دیگر می‌راندم تا یك ده حسابی چشم‌مان را گرفت. روستایی بود به نام کرم‌بست یا کمس. بارها به این ده رفتیم و...

نگاهی به کورهراههای کیارستمی
نوید پورمحمدرضا
: همه چیز از آن‌جا آغاز می‌شود که از جاده‌ی اصلی خارج می‌شویم و مسیری فرعی و پیچ‌واپیچ را پی می‌گیریم. پدر و پسر چند روز بعد از زلزله‌ی ویرانگر رودبار با ماشین راهی آن منطقه می‌شوند تا خبری از سلامتی احمد و بابک احمدپور، بازیگران خانه‌ی دوست کجاست؟ که ساکن آن‌جا هستند، به دست آورند. مسیر اصلی بسته است و...

بدیهای کیارستمی
محمودرضا بهمن
پور: بدی نخست: در نخستین روز و هنگام مراسم تشییع، کیارستمی زمان زیادی را در جمع آدم‌های بسیاری که برای خاکسپاری‌ آمده بودند، نمی‌مانَد. نگاهی به هر سوی قبرستان کوچک می‌انداخت که در چشم‌انداز آن دشتی وسیع و زیبا قرار دارد؛ همان جایی که در زمان حیاتش خواسته بود به عنوان خانه‌ی ابدی‌اش انتخاب کنند. نگاهی کنجکاوانه به آدم‌ها می‌کرد بی‌آن‌که توجهی به جمعیت انبوه بازیگران مشهور و دختران و پسران عزادار جوان ‌کند. اما...

نگاهی به دوگانه‌ی واقعیت و هنر در سینمای عباس کیارستمی از دریچه‌ی «کپی برابر اصل»
امیرحسین سیادت
: کدام وضعیت حقیقی و کدام‌یک ساختگی‌ست؟ زن و مرد کپی برابر اصل به‌راستی زن و شوهرند یا صرفاً دارند به طرز بازیگوشانه‌ای خود را با تصویری که به آن‌ها نسبت داده شده هماهنگ می‌کنند؟ هر پاسخی به این پرسش حکم گام برداشتن بر نواری باریک را دارد که هر لحظه ممکن است با تلنگری به لغزیدن و فرو افتادن منجر شود. هر یک از این دو مسیر...

گزارشی درباره‌ی «گزارش»
بهمن فرمان
آرا: هرگز قیافه‌ی بهت‌زده‌ی عباس را فراموش نمی‌کنم، چون فکر نمی‌کرد با تعریف خط داستان یک فیلم بلند کسی بگوید آن را می‌سازیم. البته آن وقت من 32 سال داشتم و عباس 33 سال. علیرضا زرین‌دست مدیر فیلم‌برداری شد و یوسف شهاب صدابردار هم‌زمان که در آن دوران بسیار نادر بود. روز اول فیلم‌برداری که تمام شد عباس به دفترم آمد و گفت:...

مروری بر مقالهها و پایاننامههای دانشگاهی ایران با موضوع سینمای کیارستمی
حمیدرضا مدقق
: اغراق نیست اگر بگوییم نویسندگان و پژوهشگران خارجی در مورد هیچ فیلم‌ساز ایرانی به اندازه‌ی عباس کیارستمی مقاله ننوشته و کتاب منتشر نکرده‌اند. در یک جست‌وجوی سریع، شانزده کتاب فقط به زبان انگلیسی یافتم که از سال 2000 به این سو به این کارگردان و فیلم‌هایش پرداخته‌اند. وجه مشترک همه‌ی این کتاب‌ها...

10 یادداشت اختصاصی درباره‌ی عباس كیارستمی و فیلمهایش
حسین عیدی
زاده: پس از مرگ کیارستمی بسیار نوشتند، چه در ایران و چه خارج از ایران. خیلی از بزرگان (جیم جارموش و مارتین اسکورسیزی) در رثایش سخن گفتند. آن‌چه می‌خوانید هم در ادامه‌ی همین ادای احترام‌هاست. سعی شد فهرستی متنوع از کسانی که با سینمای کیارستمی روزگار گذراندند شکل دهیم. از ژاک رانسیر تا نیک جیمز و آپیچاتپونگ ویراستاکول، فهرستی رنگارنگ که گواهی است بر تأثیر جهان‌شمول سینمای کیارستمی. رانسیر و میشل شیون، مطالب خود را به فرانسه نوشتند که...

پرسهای در جهان آثار عباس کیارستمی
میلاد دارایی
: غالباً «توجه به جزییات» را یکی دیگر از نمودهای نگاه دقیق‌شونده‌ی کیارستمی دانسته‌اند؛ چه در زندگی شخصی و چه در فیلم‌هایش. توجه به جزییات، این‌جا لزوماً به معنای سخت‌گیری وسواس‌گونه در چینش اجزای کار نیست، بلکه به معنای رها کردن امور کلی و دقیق شدن در امور جزیی است. نوعی...

كیارستمی و سیاست: نگاهی به «قضیه شکل اول، شکل دوم»
محمد جعفری
: در کارنامه‌ی فیلم‌سازی عباس کیارستمی که همواره از موضوع‌های پررنگ سیاسی دوری کرده، فیلمی چون قضیه شکل اول، شكل دوم با حضور بسیاری از چهره‌های سرشناس سیاسی یک استثناست، به‌خصوص زمانی که دریابیم کلید این فیلم پیش از اتفاق‌های سال 57 و در اثنای خیزش انقلاب زده شده...

كیارستمی، فروغ فرخزاد و سینمای تعاملی
جاناتان رزنبام:
تحلیل من از هنر كیارستمی در لذت بی‌كرانی ریشه دارد كه با تماشای فیلم‌هایش به دست می‌آورم و نظرم درباره‌ی اهمیت او، حداقل تا حدی، متأثر از ظرفیتش در پروبال دادن به نوعی سینمای مستقل در برابر الزامات سودمحور جریان اصلی سینما است. اما باید اعتراف كنم در ابتدا نسبت به ذكاوت او كاملاً مطمئن نبودم ...

شرح و پیوستی بر «هنر کیارستمی»
امیر پوریا:
آن چه امروز با عناوینی همچون «سیاه نمایی» یا «گداگرافی» به قصد پسند جشنواره‌های خارجی، ورد زبان دلواپسان است، در ابتدای امر نه توسط مدیران دولتی، بلکه در قالب اتهامی از زبان و قلم برخی منتقدان سینمایی به فیلم‌های او از نیمه‌ی دهه‌ی 1360 تا میانه‌های دهه‌ی 1370 به کار رفت. این بخش بر این متمرکز می‌شد که در شتاب و شوق و دویدن‌های احمدپور در خانه‌ی دوست کجاست، جستجوی آن شور زیستن حتی در دل ویرانه‌های زلزله‌ی رودبار در زندگی و دیگر هیچ و در آن تلاش کارگردان برای رساندن دختر و پسر به هم در زیر درختان زیتون، آیا به واقع نشانی از فقرنمایی به چشم می‌خورد؟! و آیا...

«تجربه»: عشق نوجوانی
رامین صادق
خانجانی: در قیاس با دیگر فیلم‌های کارنامه‌ی کارگردان، به‌خصوص آثاری که شهرت جهانی‌اش بر آنان استوار است، تجربه به طور آشکار رویکرد متفاوتی در تدوین دارد. یک ویژگی تمایزبخش این فیلم اتکای آن به تقطیع صحنه‌ها برای شکل‌بخشی به یک روایت گزیده‌‌گو و فاقد حاشیه‌پردازی و تطویل - که یکی از ویژگی‌های سبکی فیلم‌های بعدی کیارستمی را تشکیل می‌دهد - است..

«مثل یك عاشق»: عشق پیری
یاشار
نورایی: اما سبک کیارستمی از دیرینه‌شناسی سینمای ژاپن منفک نیست. آندراس کیلب منتقد آلمانی در روزنامه‌ی «فرانکفورتر آلگماینه» نوشت: «همان قدر که ردپای دسیکا و روسلینی در کپی برابر اصل مشهود است، می‌توان حضور کوروساوا و ازو را در مثل یک عاشق احساس کرد.» نوشته‌ی او را می‌توان به این شکل تکمیل کرد که یک ویژگی مهم سینمای ژاپن و کارگردان‌هایی مانند ازو در فیلم کیارستمی است و آن استفاده‌ی کامل از فضای محدود است...

گفتوگو با محمدرضا دلپاک، طراح صدا و صداگذار چند فیلم عباس کیارستمی
مسعود مهرابی:
صدا و کارکردهایش در فیلم‌های عباس کیارستمی نقشی اساسی و گاه تأثیرگذارتر از تصاویرش دارد. او را استاد «صدای خارج از قاب» می‌دانند و... دو ماه پیش از درگذشت آقای کیارستمی قرار شد شماره‌ی ویژه‌ی روز ملی سینما را که هر سال در شهریور منتشر می‌کنیم، به ایشان اختصاص بدهیم. برای پر کردن جای خالی بررسی و نقش صدا در آثار او، چه بهتر از گفت‌و‌گو با محمدرضا دلپاک، که از استادان صدا و طراحی‌اش در سینمای ایران است و همنشین کیارستمی و کمالش...

آموزههای كیارستمی به روایت شاگرانش
شادمهر راستین
: شخصیت تأثیرگذار و هنرمندی هم‌چون کیارستمی با سال‌ها کار هنری پویا که همواره در هر جلسه روایتی از فعالیت‌های گوناگون خود، که هم‌زمان مشغول به آن بودند به هنرجویان می‌دادند، باعث می‌شد حلقه‌ی ارتباط آموزش‌دهنده و آموزش‌گیرنده از ساختار آموزشی فراتر برود و به شکل پرورشی که بهترین روش انتقال درک هنری است نزدیک‌تر شود. از این رو بیش‌تر هنرجویان می‌گویند از کیارستمی درس زندگی گرفته‌اند تا درس سینما، منظور تغییر دیدگاه رایج و متعارف هنری است به نگرش شخصی و تجربه‌گرا و به‌خصوص مدرن و شاعرانه...

در خیالی و ندانمت کجایی
نگار اسكندرفر
: ... لبه‌ی تخت می‌نشینم. دلم می‌خواهد به او بگویم شما وقتی که بودید مفهوم «زندگی» را به همه آموختید و حالا هم مفهوم «مرگ» را. این‌که می‌شود بدون حضور فیزیکی «بود». می‌دانم اگر این‌جا بود می‌گفت: «نگار، من اگر جای تو بودم همان‌جا که از خواب پریدی مطلب را تمام می‌کردم. ما برای این‌همه پرگویی وقت نداریم.»

به دنبال «نوعی نگاه»
دری رضایی:
می‌خواهم کوتاه بنویسم اما نمی‌شود. در پیچ‌های جاده‌ی لواسانم، از گذشته‌ای که زندگی تک‌تک ما همکلاسی‌ها را ساخت تا امروز. از رسیدن به باغی که نگار اسکندرفر برای‌مان مهیا کرده بود تا رسیدن به جایی که حالا بی‌قرارترین انسان جهان در آن آرام گرفته. غم که گفتنی نیست... اما بارها در کلاس‌ها گفته بود:...

کتابشناسی عباس کیارستمی در ایران
اصغر یوسفی
نژاد: عباس کیارستمی به همراه چند نام دیگر از جمله بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی و... از نام‌های آشنا و جذاب ادبیات سینمایی ایران هستند که بیش‌ترین تعداد کتاب سینمایی درباره‌شان منتشر شده است. درباره‌ی کیارستمی نویسندگان خارجی هم فعالیت چشم‌گیری داشته‌اند که برخی از آثارشان در ایران هم ترجمه شده است. هم‌چنین...

پستمدرنیسم و «باد ما را خواهد برد»
پروانه کنده
کار: در سینمای پست‌مدرنیستی کیارستمی، بازی با یک سری قانون‌های کلی و ابتدایی شروع می‌شود. به این معنا که وجود فیلم‌نامه‌ای کلی نوشته‌شده توسط او غیرقابل‌انکار است. اما همان طور که خود او تأکید دارد اصولاً روایت کردن هدف اصلی او نیست (همان طور که دانشجویانش را تشویق به عکاسی و نقاشی می‌کرد و تأکید داشت...

آنچه از او آموختیم و... از یاد بردیم
امیرعطا جولایی
: عادتش بود که همیشه تا ته واقعیت جاری برود برای خلق جهانی به‌شدت پیش‌اندیشیده. در این مخلوق، تصنعی هم اگر می‌دیدی هیچ بی‌حکمت نبود. او داشت تصویری حقیقی و نه لزوماً واقعی از زیستن می‌ساخت. اگر ادعا می‌کرد سعی دارد با دستاویز امر واقع، سینما بسازد، همه‌ی آن تنش‌ها و...

شعرها و زندگی عباس کیارستمی
احمد میراحسان:
هنر کیارستمی و شالوده‌ی شعری آن را نباید در هیچ چارچوب ایدئولوژیک، فلسفه‌ی خاص یا مکتب و جریانی محبوس کرد. کیارستمی دارای جهانی خودبنیاد است. اما این جهان از آن‌جا که انسانی است، معنای مستقل بودنش عدم ارتباط با آگاهی‌ها، فلسفه‌ها و جریان‌های فکری نیست. بلکه برعکس ما هر قدر که دانش وسیع‌تری داشته باشیم قادر خواهیم بود تشخیص دهیم بن‌مایه‌‌های نگاه خاص کیارستمی تک‌صدایی نیست و...

کیارستمی رفت و زندگی ادامه دارد
لاله حائری
: عباس کیارستمی که از پیش‌کسوتان سینمای موج نوی ایران بود، از طریق فیلم‌هایش، ارزش و حقانیتِ فرهنگ و هنر این مرز و بوم را به دنیای غرب ثابت کرد. بزرگ‌ترین سینماگران و منتقدان جهان همواره سینمای او را تحسین کرده‌اند و مرگِ هنرمندِ ارزشمندی چو او، هنردوستان و هنرشناسان و هنرمندان هم‌دلِ چهارسوی گیتی را که با زبانِ هنر محرم و آشنا بودند، غمگین کرد. چرا که زبان هنر، زبان محاوره‌ی محدود به مرز و جغرافیا نیست. زبان محرمیت و هم‌دلی است که...

روز تشییع
بزرگمهر رفیعا
: من که در انتهای صفوف مردم می‌آمدم، در دوردست دیدم که کیارستمی را به ماشین مردگــان سپردند و بردند، ناگهان به صرافت افتادم که به کجا آمده‌ام؟ به کجا باید بروم؟ آن‌هم از میان این فشفـــــشه‌هایی که از ورای پنجره‌هاشان چشم‌های حریص رد گیرند که چه‌گونه خود را به خانه‌ی دوست برسانند و کتاب را برباینــد. نه برای آموختن، برای فروختن...

موج طراحی گرافیك پس از درگذشت كیارستمی
حمیدرضا بیدقی:
این حجم از طرح و پوستر و بیان تصویری به عنوان واكنشی گرافیكی به درگذشت یک هنرمند، بی‌سابقه است. شاید یکی از دلایل این واکنش گسترده‌ی تصویری، پرونده‌ی پزشكی جنجالی و تردیدبرانگیز روند درمان کیارستمی بود كه بهت و خشم و ناباوری را توأم در پی آورد. اما بخش عمده‌ی این واكنش‌ها نفوذ تفکر و هنر عباس کیارستمی در بین هنرمندان و حتی برخی از مردم است..

2 لینک این مطلب

۱۲ شهريور ۱۳۹۴

آقای «خاص» نقد فیلم پر کشید و رفت

 

 



 

 

ایرج کریمی (۱۳۹۴ - ۱۳۳۲)، دوست و همکار نازنین‌مان؛ بهترین سینمایی‌نویس و منتقد فیلم، پر کشید و رفت. زود رفت، و ما - نویسندگان و خوانندگان مجله - در حسرت خواندن نوشته‌هایی دیگر از او بس متأثر و اندوهگینیم. او یک تئوریسین سینما و اعتبار نقد و تحلیل فیلم بود. با نوشته‌هایش، به‌ویژه مباحث تئوریکش، تأثیر بسیاری بر نویسندگان نسل بعد از خودش گذاشت. اثری از خودنمایی و فضل‌فروشی در نوشته‌های ژرف و اندیشمندانه‌ و در عین حال ساده و روانش نبود. او در نقدهایش، نه از یک فیلم که از یک جهان سخن می‌گفت؛ کشف می‌کرد و چیزی به اثر می‌افزود و زاویه‌ای جدید به نگاه‌مان می‌داد. چنان سخن می‌گفت، که می‌نوشت. در کلامش البته، طنز کافکایی‌اش غلظت بیش‌تری داشت. دشمن بطالت و عاشق زندگی بود. دو ماه آخر که در بیمارستان بستری و در قرنطینه بود، فیلم‌نامه‌ی فیلم بعدی‌اش را می‌نوشت؛ سرشار از امید و شور زندگی.

2 لینک این مطلب


صفحه اصلی  وبلاگ مسعود مهرابی نمایشگاه کتاب‌ها تماس

© Copyright 2004, Massoud Merabi. All rights reserved.
Powered by ASP-Rider PRO